اتاق فکر؛ بیندیشید و ثروتمند شوید!

اتاق فکر؛ بیندیشید و ثروتمند شوید!

منشور- اصطلاح اتاق فکر یا به قول عده ای «استخر یا حوضچه اندیشه» عبارتی جدید است که طی حدودا ۲۰ سال اخیر در لغت نامه های استاندارد راه پیدا کرده است. بسیاری از این منابع مرجع، اتاق فکر را به عنوان ارگان یا گروهی تعریف میکنند که بر روی حل و فصل مشکلات و مو ضوعات مشخص به خصوص در حیطه علوم پایه و فناوری تمرکز میکنند. برخی نویسندگان را عقیده بر اینست که باید اتاق فکر را یک «جریان» دانست نه یک «ساختار».

بنابراین در تعریف این دانشمندان اتاق فکر جریانی است برای بررسی عمیق موضوعات و چالش هایی که عرصه ای فراتر از مشغله های یک فرد خاص دارند و با محدودیت زمانی هم رو به رو هستند.

این تعریف کلی دو مفهوم کلیدی دارد؛ «عمیق» و «فراتر یک فرد و محدوده زمانی». رویکردی که به شکل «عمیق» به موضوعی می پردازد، تنها به دنبال لیست کردن یا پیدا کردن راه حل های احتمالی نیست بلکه پا را فراتر نهاده و به تحلیل کامل این فاکتورها و راه حل ها نیز میپردازد. این رویکرد فرضیات اصلی را آشکار و معرفی میکند و حتی بطور بنیادین اعتبار آنها را به چالش میکشد. شرکت کنندگان در اتاق فکر یاد میگیرند که «خود سوال» را مورد سوال قرار دهند. در واقع رویکرد عمیق سوال را از «چگونه» به «چرا» تغییر میدهد.

«فراتر از یک فرد و محدوده زمانی» نوعی اراده است برای اینکه عمدا راه حل ها و پاسخ های سریع و مستحکم را در راه منافع و مزایای بلندمدت تر و حتی ایده های خیالی برای آینده ای بزرگتر فدا کرد. برای روشن کردن موضوع مثالی مطرح میکنیم. در یک جلسه سوال ممکن است این باشد: «چگونه میتوان کارمندان را به گونه ای آموزش داد که از نیروهای داوطلب بیشترین استفاده را ببرند؟ در جلسه ای که هدف آن حل نمودن این سوال بطور مستقیم است گروه از طریق بارش فکری ایده های مختلفی را عنوان خواهند کرد. سپس ایده ها را اولویت بندی و ارزشیابی نموده و درنهایت نقشه ای برای اجرا در مورد سوال مطرح شده طراحی خواهند نمود. برخلاف این جریان در یک اتاق فکر ممکن است پاسخ هایی به این سوال داده شود که کاربردی نیستند اما انرژی زا هستند و در بلندمدت کاربردی خواهند بود مثلا:
– آیا آموزش دادن کارمندان برای استفاده از نیروهای داوطلب نتیجه ای خواهد داشت؟ اگر آنها انگیزه ای برای کار کردن با این نیروها نداشته باشند چه؟
– چرا ما همیشه فکر میکنیم که بهبود روابط میان کارمندان و نیروهای داوطلب به معنی تعلیم دادن کارمندان است (نه تعلیم دادن داوطلبان)؟
– بعد از گذشت زمانی طولانی چرا ما هنوز سعی میکنیم نیروهای داوطلب را به عنوان همکاران رسمی بپذیریم؟ آیا بهتر نیست که این انرژی را صرف ایجاد راه هایی برای استفاده مستقیم از نیروهای داوطلب نمائیم. راه هایی مانند گروه های کاملا داوطلب؟

این مثالها نشان میدهد که چرا اتاق فکرها در ذهن افراد معمولی یا اشخاص وظیفه محور مفهوم اشتباهی دارند. این مطالب بدین معنا نیست که اتاق فکر مکانی برای حل مسئله نیست اما وظیفه حل مسئله تنها کاربردی نیست که یک اتاق فکر میتواند داشته باشد. در واقع نباید انتظار داشت که جلسات اتاق فکر لزوما منتهی به یک راه حل یا نقشه کاربردی خاص شود.

انتظارات غیر واقعی برای هر جریان و پدیده ای یک سم مهلک به حساب می آیند. اتاق فکر هماز این قاعده مستثنی نیست. افرادی که در اتاق فکرها شرکت کرده اند این موارد را به عنوان نتایج یک اتاق فکر بیان نموده اند:
– یک چالش فکری عمومی
– افزایش هوشیاری و آگاهی
– تغییر در نقطه تمرکز ذهن
– معرفی رویکردهای جدید و چشم اندازها و دورنماهای تازه
– ایده های خلاقانه
– سوالات جدید و بهتر
– روش بهتر برای طرح سوال
– درک همکاران و حمایت از آنها
– تخلیه هیجانی و پالایش
– تجدید پیمان با مجموعه و تخصیص زمان و نیروی بیشتر در راستای رسیدن مجموعه به اهداف

البته باید در نظر داشت که تمام موارد فوق را نمی توان از یک جلسه اتاق فکر انتظار داشت و نتایج واقعی از فردی به فرد دیگر و از جلسه ای به جلسه دیگر متفاوت است. موارد مذکور بازتابی از چندین جلسه اتاق فکر است. زمانی میتوان وقوع این موارد را انتظار داشت که افراد تشویق شوند تا در گروه های کوچک هم تمامی مخاطرات احساسی و فکری ارائه ایده های جدید و هم فرایند بررسی ایده های متداول را قبول کند. لطفا توجه داشته باشید در عین حال که ممکن است جلسه این حس را به حضار القا کند که جلسه شخصی یا به نوعی متعلق به آنهاست، شرکت کنندگان نباید به سمت «گروه درمانی» کشیده شوند.

شاید بهترین جواب به این سوال که چرا در اتاق فکر افکار روی کاغذ پیاده می شوند توسط یکی از فعالین اتاق فکرهای امریکا به نام «نانسی کول» داده شده است:
«برای اینکه وضعیت عادی را متحول کنیم… برای اینکه فرضیات، رویاها و امکانات را تشویق کنیم… برای اینکه چه میشدها و چرا نه ها را ایجاد و ساختارشکنی کنیم… برای اینکه فلسفه شخصی خود را در یک جلسه در معرض دید قرار دهیم… برای اینکه از قید و بندها رها شویم و از سوال (چرا؟) به سوال (چرا نه؟) حرکت کنیم… برای اینکه پرده ها را کنار بزنیم و اوضاع پایداری که به آن عادت کرده ایم را به چالش بکشیم… برای اینکه فرضیات، عقاید و حالات را دوباره آزمایش کنیم. اتاق فکر زمان و مکانی است برای پردازش اطلاعات و کمتر معطوف به انتخاب و اولویت بندی یک سری پیش فرض متدوال و همیشگی است. محلی است برای تولد رفتارهای خاص و غیرعادی و معرفی رویکردهای باورنکردنی. جایی است که قضاوت در آن راه ندارد. در اتاق فکر به جای فکر کردن محض،در مورد «فکر کردن» صحبت هم میشود. به جای کسب دانش، درک و فهم بهبود می یابد. جایی است که بدون توجه به مقام هم می توان از شخصی حمایت کرد و هم او را به چالش کشید و درنهایت مکانی است برای لذت بردن.

تقریبا همه میتوانند برای رسیدن به اهداف خود از اتاق فکر استفاده کنند ولی عده ای هستند که میتوانند به نحو احسن از آن بهره ببرند. رهبران، مدیران؛ مسئولان و در مجموع افرادی که دارای مشخصه های زیر میباشند:
– بالغ و دارای نظم شخصی
– دارای اراده برای به اشتراک گذاشتن
– دارای اراده برای قبول مخاطرات و ریسکها
– کارآزموده
– دارای تخیل قوی و ذهن خلاق
– افراد کنجکاو که در سوال کردن سماجت دارند
– افرادی که با رویکردهای غیرمتداول و غیرعادی راحت کنار می آیند
– دارای اراده برای بازآزمایی فرضیات اصلی و اساسی
– جویندگان چشم اندازی وسیعتر

پیش از آنکه به ادامه تبین ماهیت اتاق فکر بپردازیم بد نیست اگر چند تعریف دیگر از اتاق فکر را از میان نظرات دانشمندان و نویسندگان مشهور بیان کنیم. «جان سی گودمن» رئیس مرکز ملی تحقیقات سیاسی آمریکا اتاق فکر را اینگونه تعریف میکند:
«ارگانی که مسئولیت تحقیق درباره موضوعی خاص را به عهده میگیرد برای آن موضوع خاص راه حل ارائه میکند و با ایجاد تعامل میان دانشمندان و نخبگان این راه حل ها را به اجرا میگذارد. یک اتاق فکر که دارای عنوان (خط مشی عمومی) است معمولا توسط دولت ها تاسیس میشود و بطور خاص به تعیین خط مشی های لازم برای دولت و معمولا بهبود سیاست های فعلی یا ایجاد گزینه های جایگزین مناسب میپردازد. اتاق فکرهای تعیین خط مشی عمومی به خاطر همین ماهیتشان عموما با عالم آکادمیک و دانشمندان در ارتباط هستند. در حقیقت منبع اصلی و مهم تغییر در سیاستهای یک دولت فقط سیاستمداران، احزاب سیاسی یا همکاران اقتصادی یک دولت نیستند بلکه این تغییرات ناشی از ایده های هستند که در اتاق فکرها و دیگر موسسات تحقیقات تولید شده اند.»

در سایت اصلی «مرکز جامعه خلاق» ایالات متحده آمریکا اتاق فکر اینگونه توصیف شده است:
«اتاق فکرها معمولا با عنوان کارخانه تولید ایده های نو شناخته میشوند. اتاق فکرها ارگانهایی هستند که از طریق گردهم جمع کردن متخصصان ایده هایی تولید میکنند که در حل یک موضوع خاص یاری رسان خواهند بود. بسیاری از اتاق فکرها در ایالات متحده توسط دولت یا احزاب و گروه های سیاسی تاسیس میشوند اما تعداد قابل توجهی از اتاق فکرها نیز وجود دارند که به صورت موسسات انتفاعی و اقتصادی عمل میکنند. این مراکز با فروختن ایده های خود به دولت و بنگاه های اقتصادی به کسب درآمد میپردازند.»

برگرفته از کتاب اتاق فکر – ترجمه علی اکبر جناب زاده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*