مختصری بر تاریخ لرزه خیزی ایران

فلات ایران سابقه لرزه خیزی طولانی دارد و بررسی تواریخ کهن بر وقوع زلزله در سه هزار سال قبل ازمیلاد مسیح گواهست. امبرسز در یک بررسی تاریخی قریب شش هزار زلزله را که از دو هزار سال قبل در این سرزمین رخ داده از لابلای متون فارسی، ترکی، عربی، یونانی و روسی بیرون کشیده و مورد تحلیل قرار داده است.

در نقشه های لرزه خیزی ایران که توسط امبرسز و ملویل برای ادوار مختلف تاریخی تهیه شده است مناطق فعال در ادوار مختلف کم و بیش بر هم منطبق هستند. در شکل های زیر زلزله های مخرب در فلات ایران طی قرون هشتم تا هجدهم میلادی (سالهای ۷۰۰ تا ۱۷۹۹) و زلزله های قرن نوزدهم و بیستم در کنار مناطق زلزله زده قرون قبل نمایانده شده است

با انطباق اشکال بالا ملاحظه میگردد که بجز زلزله طبس بقیه زلزله های بزرگ قرن بیستم در همان مناطقی که قبلا توسط زلزله های تاریخی ویران شده اند اتفاق افتاده اند. بنابراین می توان به نتایج زیر دست یافت:

۱. مواردیکه زلزله های ثبت شده در قرن بیستم بیانگر لرزه خیزی منطقه ای هستند که این منطقه در بررسی های تاریخی لرزه خیز شناخته نشده، احتمالا بدلیل خطاها و ضعفهای ذاتی روش بکار رفته در این بررسی ها است نظیر از بین رفتن مدارک تاریخی، عدم توجه مورخین، دوری منطقه مورد نظر از مراکز آباد مهم و …

۲. در نقاطی مه بطور تاریخی لرزه خیز شناخته شده اند و در قرن اخیر زلزله ای رخ نداده است می باید منتظر بروز زلزله بود که بطور مثال زلزله منجیل ۱۳۶۹ را ذکر نمود.

امبرسز با بررسی زلزله های تاریخی و نیز زلزله های ثبت شده قرن حاضر اظهار میدارد که زلزله های بزرگ ایران عمدتا در مناطق زیر پراکنده شده اند:

خطی که از آذربایجان شروع شده و از البرز گذشته و به شمال خراسان می رسد آنگاه سمت جنوب رفته و از شرق کویر لوت تا شمال سیستان ادامه می یابد. وی این نوار را هلال ایران (Iranian Crescent) خوانده است. باید توجه داشت که اکثر زلزله های ویرانگر قرن حاضر مانند بوئین زهرا، فردوس، دشت بیاض، طبس و منجیل در امتداد همین هلال رخ داده است. در عوض نواحی زاگرس و امتداد آن به لارستان که توسط دیگران بعنوان نواحی شدیدا لرزه خیز شناخته شده است، به اعتقاد امبرسز منشا زلزله های خیلی قوی نبوده است. وی گواه این ادعا را تعداد مناره ها و سایر بناهای تاریخی در این نواحی گرفته است.

بهم فشردگی صفحات عربستان و آسیا موجب کوهزایی، چین خوردگی و وقوع زلزله در فلات ایران شده است که بعنوان نمونه می توان از کوههای زاگرس و خلیج فارس بعنوان دو چین خوردگی مهم نام برد. فلات ایران پوسته ای شدیدا خرد شده و تکتونیزه دارد و در نتیجه حرکات پوسته زمین در دورانهای مختلف زمین شناسی تعدادی گسل فعال و غیرفعال ایجاد شده است که منشا زلزله هایی با شدتهای خفیف تا قوی بوده اند. همانطور که قبلا گفته شد نواحی لرزه خیز ایران را می توان به دو ناحیه اصلی تقسیم کرد:

هلالی که از آذربایجان آغاز شده و در امتداد رشته کوه البرز به شمال خراسان می رسد و آنگاه بسوی جنوب از حاشیه کویر تا شمال سیستان امتداد می یابد. دوم امتداد کوه های زاگرس تا لارستان می باشد. زلزله های بزرگی که در قرن بیستم در حوزه زاگرس اتفاق افتاده است عبارتند از: زلزله ۱۲۷۸ سیلاخور  با بزرگی ۷.۴ ریشتر، ۱۳۳۶ فارسینج با بزرگی ۷.۲، ۱۳۲۷ نهاوند با بزرگی ۶.۷ در غرب ایران، زلزله های ۱۳۵۱ قیر کارزین فارس در جنوب این منطقه با بزرگی ۷.۱ و ۱۳۵۶ سارخون در شمال بندرعباس با بزرگی ۷. در امتداد هلالی زلزله مخرب بوئین زهرا با بزرگی ۷.۴ در سال ۱۳۴۱ منجر به خسارات زیادی گردید. عامل این زلزله را گسل آبیک در جنوب البرز دانسته اند. زلزله ۱۳۴۷ دشت بیاض با بزرگی ۷.۳ و زلزله فردوس در همان سال با بزرگی ۶.۴ و طبس ۱۳۵۷ با بزرگی ۷.۳ و زلزله های ۱۳۵۸ قائنات با بزرگی ۶.۶ و ۷.۱ در بخش جنوبی هلال رخ داده اند. مناطق لرزه خیز ایران را با دقت بیشتری می توان چنین تقسیم نمود:
۱. مناطق شرقی شامل خراسان و شمال سیستان
۲. منطقه شمال در امتداد البرز تا آذربایجان غربی
۳. نواحی زاگرس از دریاچه ارومیه تا بندرعباس
۴. کپه داغ در شمال خراسان در مرز ترکمنستان
۵. مکران بلوچستان در جنوب شرقی ایران

در ناحیه ۳ چین خوردگی زاگرس از تلاقی صفحات آسیا و عربستان پدید آمده است و لیکن برای نواحی ۱ و ۲ علت مشخصی یافت نشده است و منشا زلزله های این نواحی بیشتر گسلهای جوان و نسبتا کوچک بوده اند. لرزه خیزی ناحیه ۴ کم و بیش مشابه ناحیه ۱ بوده است اما در آنسوی نواحی ۱ و ۴ یعنی افغانستان و شمال ناحیه کپه داغ در کشور ترکمنستان شدت لرزه خیزی نسبتا کم است. شکل زیر نمایی کلی از گسلهای دوران مختلف زمین شناسی را بدست می دهد و مناطق زلزله زده در بررسی تاریخی امبرسز با هاشور مشخص شده است.

ناحیه زاگرس از حیث لرزه خیزی بسیار فعال است اما زلزله های ایجاد شده معمولا متوسط و کوچکند. به استثنای زلزله سیلاخور ۱۲۸۷ بقیه زلزله ها را نمی توان به فعالیت زمین ساختی (Tectonic) خاصی مرتبط ساخت. نرخ متوسط لغزش برای ناحیه البرز برابر ۱.۷ و برای شرق ایران ۱.۳ میلیمتر در سال می باشد لیکن در دوره فعالیت شدید مقادیر بیشتری برای نرخ لغزش بدست می آید. ناحیه البرز بنظر می رسد که بمدت یک قرن آرام بوده است (البته زلزله اخیر منجیل اندکی آرامش را برهم زد) اما در نواحی شرق خراسان بنظر می رسد روند فعالیت ها آغاز شده است. در برخورد بین صفحات ایران و عربستان ناحیه زاگرس نقش یک فشارسنج را بازی می کند و فشار را به شمال شرقی منتقل می سازد. این انتقال توسط ناحیه مرکزی ایران که شکل مثلثی دارد صورت می گیرد.

مرز شمالی این مثلث را رشته کوه البرز و مرز شرقی آنرا نواحی شرقی ایران تشکیل می دهد و با زلزله هایی که در این دو ناحیه ایجاد می گردد بخش عمده انرژی حاصل از حرکت صفحات اوراسیا (Eurasia) و عربستان گرفته می شود.

از آنجاکه غالب زلزله های ایران ناشی از حرکات زمین ساختی بوده و دارای گسل منشا می باشند لذا برای اطلاع از موقعیت شهرها نسبت به گسلهای شناخته شده کشور جدول زیر آورده شده است.

زلزله های قدیم ایران
همانطور که قبلا بیان شد فهرست نسبتا مفصلی از زلزله های تاریخی ایران با استفاده از کتب فارسی، عربی، ترکی، یونانی و روسی توسط امبرسز تهیه شده است. در اینجا فهرست مختصری از روی کارهای اولیه امبرسز نقل می گردد.

زلزله های مهم ایران در قرن بیستم
در جدول زیر زلزله های با بزرگی ۶.۵ به بالا که زمان شروع کار دستگاههای زلزله نگار در جهان یعنی حوالی ۱۹۰۰ ثبت شده اند آورده شده است. البته از زمان تکمیل جدول در سال ۱۳۶۰ تاکنون زلزله های بزرگ دیگری نیز رخ داده است که بزرگترین آن زلزله منجیل ۱۳۶۹ بود که از حیث خسارات جانی و مالی بزرگترین حادثه قرن حاضر در ایران بشمار می رود.

پیشگویی زلزله
در گذشته پیشگویی زلزله یکی از آرزوهای بزرگ بشر بوده است. توانائی حیوانات در درک امواج صوتی و سایر علائم زلزله که برای انسان نامحسوس است و واکنش بموقع آنها در مقابل زلزله فکر امکان پیشگویی زلزله را تقویت می کند. تحقیقات نشان می دهد که وقوع زلزله همراه با تغییراتی در پوسته زمین و تنشهای داخلی آن و بعضی از ویژگیهای فیزیکی همچون خواص مغناطیسی و مقاومت الکتریکی و نیز بهم خوردن ریتم فعالیتهای لرزه ای منطقه می باشد. در نتیجه این امید هست که بکمک تبیین ارتباط دقیق زلزله با این تغییرات بتوان وقوع آنرا پیش بینی کرد. پس از زلزله نیگاتا ۱۹۶۴ در ژاپن برنامه تحقیقاتی برای پیشگویی زلزله تشدید شد و بعدا فعالیت های مشترک ژاپنی آمریکایی دامنه تحقیقات را وسیعتر نمود. چین، شوروی و هند از کشورهایی هستند که در این جهت گامهایی برداشته اند. مطالعات نقشه برداری در طول ساحل نزدیک به مرکز زلزله نیگاتای ژاپن به بزرگی ۷.۳ نشان داد که زمین در طول زمان زیادی به کندی برآمده شده است و قبل از وقوع زلزله این برآمدگی تسریع شده و پس از وقوع زلزله فرو نشسته است. در کل پارامترهایی که می توانند در پیشگویی زلزله مفید باشند به قرار زیر است:
– تغییرات تنش داخلی زمین
– تغییرات و برآمدگی پوسته زمین
– بروز تغییراتی در الگوی زلزله های کوچک محلی
– تغییرات در خواص مغناطیسی و الکتریکی زمین
– افزایش سرعت امواج در خاک قبل از وقوع زلزله بواسطه افزایش تنش پوسته زمین
– بالا آمدن سطح آب چاهها

نه تنها ثبت دائمی این تغییرات در سطحی گسترده در مناطق مختلف یک کشور بسیار مشکل است چه در غالب موارد تغییرات بسیار جزئی و خارج از حدود دقت ابزار معمولی هستند که هنوز رابطه مشخص و قطعی میان این تغییرات و وقوع زلزله بدست نیامده است. چه بسا مواردیکه گمان میرود زلزله ای قریب الوقوع باشد ولی بوقوع نمی پیوندد و زلزله هایی که بدون همراهی با نشانه های فوق رخ می دهند. تنها یک مورد در تاریخ پیشگویی زلزله وجود دارد که چینی ها در سال ۱۹۷۵ با زحمات مداوم و چندین ساله توانستند زلزله را پیشگویی کرده و مردم را بخارج شهر هدایت کنند. پس از آن زلزله های مخرب فراوانی در چین، آمریکا و سایر نقاط جهان واقع شده است که علیرغم زحمات مستمر لرزه شناسان نتوانسته اند پیشگویی شوند. البته منظور از پیش گویی تعیین زمان نسبتا دقیق وقوع و حدود بزرگی زلزله است وگرنه با توجه به سوابق تاریخی و نیز گسلها و سایر منابع لرزه را محاسبه احتمال وقوع زلزله ای با بزرگی معین عملی است.

دقیقا بهمین دلیل است که در نقاطی که یک شکاف تاریخی در وقوع زلزله داریم می توان انتظار داشت که یک زلزله شدید رخ دهد همانند خطه شمال ایران که طی چند دهه اخیر زلزله بزرگی نداشت تا آنکه زلزله منجیل ۱۳۶۹ رخ داد و یا تهران که سوابق زلزله های تاریخی که ری را ویران ساخته است پشت سر دارد و وقوع یک زلزله مخرب در آینده از احتمال بالایی برخوردار است. از سوی دیگر برخلاف هیاهو و جنجال تبلیغاتی پیش گویی زلزله سود چندانی هم ندارد مثلا اگر بدانیم ظرف ۶ ماه آینده یک زلزله با بزرگی ۷ ریشتر در تهران می آید چه می کنیم؟ آیا همه مردم می توانند خانه خویش را ترک کنند؟ در عوض براحتی میتوان با رعایت اصول ایمنی زلزله ساختمانها را بگونه ای ساخت که چنین زلزله محتملی را بدون انهدام از سر بگذرانند.

برگرفته از کتاب مهندسی زلزله – تالیف دکتر حسن مقدم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*